المشرد
🌐 بیخانمان
اسم (noun)
📌 ولگرد
📌 فرد آواره
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 متروکه
جمله سازی با المشرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجد المتطوعون رجلًا المشرد نائمًا قرب المحطة وقدّموا له الطعام والبطانية.
داوطلبان مرد بیخانمانی را که نزدیک ایستگاه خوابیده بود پیدا کردند و به او غذا و پتو دادند.
💡 كانت قاسية القلب عندما أعرضت عن الرجل المشرد الذي يتوسل للمساعدة.
او وقتی از مرد بیخانمانی که التماس کمک میکرد، رو برگرداند، سنگدل بود.
💡 وهكذا صممت خالل ما مر من سويعات في قرار نفسي على أن يكون هذا الولد المشرد صديقا لي ومهما حصل ومهما واجهت
و بنابراین، در طول آن چند ساعت، در درون خودم تصمیم قطعی گرفتم که این پسر بیخانمان، صرف نظر از هر اتفاقی که بیفتد یا با چه چیزی روبرو شوم، دوست من خواهد بود.
💡 فان في تذكري لزمن هذا الطفل المشرد البائس والذي أقتحم يوما حياتي بال تردد أو استئذان وأصبح بعدها أعظم وأعز صديق وأول وآخر صديق أيضا في حياتي!
چون من دوران این کودک بدبخت و بیخانمان را به یاد میآورم که روزی بدون هیچ تردید یا اجازهای وارد زندگیام شد و بعدها بزرگترین و عزیزترین دوست و همچنین اولین و آخرین دوست زندگیام شد!
💡 يعيش الطفل المشرد في ظروف صعبة ويحتاج إلى رعاية عاجلة.
این کودک بیخانمان در شرایط سختی زندگی میکند و نیاز به مراقبت فوری دارد.
💡 حاولت الجمعيات الخيرية مساعدة المشرد عبر توفير مأوى مؤقت له.
خیریهها با فراهم کردن سرپناه موقت برای مرد بیخانمان، سعی در کمک به او داشتند.