لَتَنْفَجِرْ
🌐 منفجر شدن
یعنی «تا منفجر شود» یا «بترکد، شکافته شود، فوران کند». این واژه معمولاً برای انفجار، فوران آب، ترکیدن یا جاریشدن شدید بهکار میرود. در فارسی هم میتوان آن را «برای اینکه منفجر شود» یا «تا شکافته و فوران کند» معنا کرد.
فعل (verb)
📌 منفجر شدن
📌 خاموش شدن
📌 منفجر کردن
جمله سازی با لَتَنْفَجِرْ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سأضعها في كل مكان بالبيت وسوف أشعلها معا لتنفجر في وقوت واحد.
من آنها را در سراسر خانه قرار میدهم و همه را با هم روشن میکنم تا همزمان منفجر شوند.
💡 قد لتنفجر الأنابيب القديمة إذا لم تُفحص جيدًا.
اگر لولههای قدیمی به درستی بررسی نشوند، ممکن است دچار ترکیدگی شوند.
💡 خاف الناس أن لتنفجر الأسطوانة بسبب الحرارة العالية.
مردم از انفجار سیلندر به دلیل گرمای زیاد بیم داشتند.
💡 وضع الخبراء الحواجز كي لا لتنفجر القنبلة أثناء النقل.
کارشناسان موانعی را برای جلوگیری از انفجار بمب در حین حمل و نقل قرار دادند.