لغت نامه دهخدا
سیاه کلاهان. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران. دارای 537 تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، باغات، بنشن، قلمستان و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
سیاه کلاهان. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران. دارای 537 تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، باغات، بنشن، قلمستان و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گر داری هوای صید شاهان به دام آوردن زرین کلاهان
💡 تو گشتی کج کلاه جمله شاهان غلط گفتم که شاه کج کلاهان
💡 تا چند کوشی آخر در خون بیگناهان آهسته تر زمانی، ای میر کج کلاهان
💡 کلاه دلربائی بر سرش بین نیاز کج کلاهان بر درش بین
💡 هست حاجت در بساط کج کلاهان بیشتر همت از درویش می جویند شاهان بیشتر
💡 چه از شیرین وشاقان شکرخند چه از زرین کلاهان کمربند