خره سیاه
لغت نامه دهخدا
خره سیاه. [ خ َرْ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در 6هزارگزی شمال خاوری چقلوندی کنار راه فرعی چقلوندی به بروجرد. دامنه و سردسیر. آب آن از چشمه خره سیاه. محصول آن غلات، صیفی، لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی. راه اتومبیل رو است و اهالی زمستان به قشلاق می روند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
خره سیاه. [خ َرْ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سگوند بخش زاغه،کنار راه شوسه خرم آباد به بروجرد. کوهستانی و معتدل. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه اتومبیل رو است و اهالی زمستان به قشلاق می روند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان سگوند بخش زاغه کنار راه شوسه خرم آباد به بروجرد کوهستانی و معتدل.
جمله سازی با خره سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطان محمدخانی یکی از طایفههای ایل بیرانوند است. این طایفه ساکن خره سیاه از توابع بخش زاغه است.