لغت نامه دهخدا
مذخور. [ م َ ] ( ع ص ) ذخیره شده. یخنی نهاده. اندوخته وگردکرده. ( ناظم الاطباء ). آنچه که برای زمان حاجت نهاده باشند. ( از متن اللغة ). نعت مفعولی است از ذخر.
مذخور. [ م َ ] ( ع ص ) ذخیره شده. یخنی نهاده. اندوخته وگردکرده. ( ناظم الاطباء ). آنچه که برای زمان حاجت نهاده باشند. ( از متن اللغة ). نعت مفعولی است از ذخر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1 / 20 - اللهم اجعل لنا و لهم الجنة، و اجمع بيننا و بينهم فى مستقر من رحمتك ورغائب مذخور ثوابك .(143)
💡 امّا رجوع دليل حسّى و تجربى به برهان عقلى براى آن است كه اعتبار حسّ به قياس خفىّو مذخور است كه مرز تجربه را از استقراى ناقص و غيرمفيد يقين جدا مى كند.
💡 دعا نیکوترین چیزی است کان را شمارد مرد عاقل گنج مذخور
💡 6 - اين دعا را بخواند:(( يا من امر بالعفو التجاوز،)) الخ و اين دعا را حضرتموسى بن جعفر خواند در آنروز يكه آنجناب را بجانب بغداد حركت دادند و آن روز، روز27 رجب بوده و اين دعا از مذخور ادعيه رجب است.