سولک
مترادفها
سلوک، تهذیب نفس
لغت نامه دهخدا
سولک. [ ل َ ] ( اِ ) زردی که بسبب آفتی بر غله زار افتد. ( برهان ) ( آنندراج ). سوگل. ( جهانگیری ). رجوع به سوکل و سوگل شود.
فرهنگ فارسی
زردی که بسبب آفتی بر غله زار افتد
جمله سازی با سولک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه گِردکی به ارتفاع ۱۵۱۳یکی از بلندترین کوههای استان خوزستان که در شمال غربی میداود و در امتداد کوه سولک میباشد. این کوه از جنوب شرقی به کوه تنبلان و کوه بنار کموتران متصل میشود و رودخانه اعلا از دامنه شمالی آن میگذرد. قسمت بزرگی از این کوه از جنگل بلوط پوشیده شده و جزو کوهستان بزرگ زاگرس بهشمار میرود.
💡 تنگ سولک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.