سود و زیان

لغت نامه دهخدا

سود و زیان. [دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) نفع و ضرر:
تکاپوی مردم بسود و زیان
بتا و مدو هر سویی تازیان.ابوشکور.بدو شاد شد کشور خوزیان
پر از مردم و آب و سود وزیان.فردوسی.چنین داد پاسخ کز ایرانیان
مدارید باز ایچ سود و زیان.فردوسی.ومنصور [ دوانیقی ] بسود و زیان سخت بودی و ابودوانیق از آن خواندندش. ( مجمل التواریخ ).
سخت می خندید همچون تازیان
غالب آمد خنده بر سود و زیان.مولوی.

فرهنگ فارسی

نفع و ضرر

جمله سازی با سود و زیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک شرکت سهامی، حقوق صاحبان سهام مواردی چون: سود و زیان انباشته، سهام سرمایه، کسر سهام و اندوخته‌های شرکت را شامل می‌شود.

💡 ایده جوچه که مردم کره شمالی به آن خو دارند، کمک کرده تا در آن کشور، معتاد و بزهکار تکثیر نشود و نگاه مردم به همدیگر فرا تر از سود و زیان‌های حسابگرانه و کاسب‌کارانه باشد.

💡 حرف سودا سخن سود و زیان هیچ مگو فیض کاین سخن چون سر سودا زده گوید هذیانست

💡 صورتحساب درآمد، همچنین با عنوان صورتحساب نتایج مالی، حساب سود و زیان معروف است.

💡 عطار از هوای خود سود و زیان ز دست داد از پی وصل و هجر خود سود و زیان کیستی

💡 دانی سر و جان در ره عشقت که فدا کرد؟ آن کس که نترسید چنین سود و زیان را

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز