سطوع

لغت نامه دهخدا

سطوع. [ س ُ ] ( ع مص ) بلند شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). بالا رفتن و منتشر کردن. ( اقرب الموارد ). برآمدن وبلند گردیدن. ( منتهی الارب ). || دمیدن بوی و صبح. ( المصادر زوزنی ) ( اقرب الموارد ). دمیدن بوی.( دهار ). || برآمدن برق و نور. ( اقرب الموارد ). || برخاستن گرد. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

بلند شدن. بالارفتن و منتشر کردن. یا دمیدن بوی و صبح. یا برخاستن گرد.

جمله سازی با سطوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیمان کیوتو دافعات را تا در صدی کاهش یا افزایش از سطوع ۱۹۹۰ شان محدود می‌کند. از سال ۱۹۹۰ اقتصاد بیشتر کشورها در اتحاد جماهیر شوروی سابق دچار رکود شد. همان‌طور که دافعات گاز گلخانه‌ای شان کاهش یافت. به همین دلیل روسیه هیچ مشکلی در رابطه با عمل کردن به شرایط کیوتو ندارد چرا که سطوح دافعات جاری اش زیر اهداف تعریف شده می‌باشد.

💡 فلو تجلى القهار لهابنور العظمة والهيبة، لاندكت انياتالكل فى نور عظمته و قهره، جل وعلا، و تزلزلت اركان السماوات العلى و خرتالمجودات لعظمته صعقا و يوم تجلى نور العظمة يهلكالكل فى سطوع نور عظمته و ذلك يوم الرجوع التام و بروز الاحدية و المالكية المطلقة؛ فيقول: (لمن الملك اليوم (287)) فلم يكن من مجيب يجيبه لسطوع نورالجلال و ظهور السلطنة المطلقة، فيجيب نفسه بقوله: (لله الواحد القهار).

💡 سوم: آنكه وجود آن حضرت با وجود سطوع انوار امامت و ظهور آثار ولايت مانند منكر وجودآفتاب است هرگاه محجوب شد به سحاب.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز