زرمدی
لغت نامه دهخدا
زرمدی. [ زَ م َ ] ( صوت ) در تداول عامه، کلمه ای است دال بر استهزاء و تمسخر. ( از فرهنگ فارسی معین ). ازادوات استهزاء و تمسخر. ( کلمات عوامانه کتاب یکی بود یکی نبود جمال زاده ).
- زرمدی قرمه سبزی؛ لفظی توهین آمیز است برای رد کردن کسی که به قهر می رود یا تهدید به رفتن می کند، نظیر: چس اومدی. اما قدری مؤدبانه تر. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ص 181 ).
جمله سازی با زرمدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیسری باش چون ز روی نوی زرمدی شد بدین صفت علوی