وزوز کردن

مترادف‌ها

وزوز، ویز و ویژ

لغت نامه دهخدا

وزوز کردن. [ وِزْ وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، آواز کردن زنبور، مگس و غیره. مانند پشه و مگس و زنبور سر و صدا کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || حرف زدن بیجا و بی ربط و پیاپی: این قدر وزوز نکن ! ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(وِ وِ. کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) ۱ - آواز کردن زنبور، مگس و غیره. ۲ - حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - آواز کردن زنبور مگس و غیره. ۲ - حرف زدن بیجا و بی ربط و پیاپی: این قدر وزوزنکن.

ویکی واژه

(عا.)
آواز کردن زنبور، مگس و غیره.
حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

جمله سازی با وزوز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 muffliato: ایجاد کردن صدای وزوز نزدیک گوش افراد (در واقع برای به گوش نرسیدن صدای خود استفاده می‌شود)

💡 صدای وزوز کردن حشرات در شب، گاهی می‌تواند باعث ایجاد اختلال در خواب و تمرکز افراد در محیط‌های بسیار آرام و ساکت شود.

💡 وقتی دستگاه‌های الکترونیکی قدیمی دچار مشکل فنی می‌شوند، معمولاً صدای وزوز کردن ضعیفی از داخل مدارها یا قطعات داخلی آن‌ها به گوش می‌رسد.

💡 وزوز کردن مداوم در گوش می‌تواند نشان‌دهنده وجود برخی مشکلات در سیستم شنوایی یا فشار خون باشد که نیاز به معاینه فوری توسط پزشک دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران