رود سرای

لغت نامه دهخدا

رودسرای. [ س َ ] ( نف مرکب ) رودسراینده. سراینده رود. رودنواز. رودساز. رودزن. رودنوازنده:
ز هیچ باغ شنیدی نوای عودنواز
ز هیچ خانه شنیدی سرود رودسرای ؟فرخی.همیشه تا دل میخواره سماع پرست
شود گشاده به آواز رود رودسرای.فرخی.هنوز رودسرایان نساختند به روم
ز بهر مجلس او ارغنون و موسیقار.فرخی.و رجوع به رودساز و رودزن و رود شود.

فرهنگ فارسی

رود سراینده. سراینده رود. رود نواز.

جمله سازی با رود سرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیار یزد وگفتار از می و رود سرای توره و انگور آون

💡 در این منطقه حدود ۱۹ آبشار وجود دارد که ارتفاع آنها بین ۱.۵ تا ۱۸ متر متغیر است و حوضچه‌های پای هر آبشار عمقی بین نیم تا دو متر دارند. آبشارهای دره سبز رود سرایان در فهرست میراث طبیعی ملی ثبت شدند.

💡 ز هیچ باغ شنیدی نوای عود نواز زهیچ خانه شنیدی سرود رود سرای ؟

💡 آب رو برده ای از رود سرایان سخن چنگشان ساز ندارد تو بزن موسیقار

💡 از خانه به بازار فتاده ست سرودت هان تا پس ازین رود سرایی نسرایی

💡 بساط ناصح تو پیشگاه باده و رود سرای حاسد توپی گذار آتش و آب

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز