لغت نامه دهخدا
عودنواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) عودنوازنده. کسی که عود مینوازد. نوازنده عود، که نوعی ساز است. رودنواز:
ز هیچ باغ شنیدی نوای عودنواز
ز هیچ خانه شنیدی سرود رودسرای.فرخی.رجوع به عود ( در معنی ساز و آلت موسیقی ) شود.
عودنواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) عودنوازنده. کسی که عود مینوازد. نوازنده عود، که نوعی ساز است. رودنواز:
ز هیچ باغ شنیدی نوای عودنواز
ز هیچ خانه شنیدی سرود رودسرای.فرخی.رجوع به عود ( در معنی ساز و آلت موسیقی ) شود.
عود نوازنده کسی که عود مینوازد نوازنده عود که نوعی ساز است رود نواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهروزینیا بربط را به شیوه ایرانی مینوازد که این وجه تمایز او با عود نوازان عرب یا ایرانی است که به شیوه عربها عود مینوازند.
💡 از جملهٔ عود نوازان معروف میتوان به منصور نریمان، محمود رحمانی پور، اکبر محسنی و عبدالوهاب شهیدی اشاره کرد.
💡 اگر چو عود نوازی به وصلم از هجران یقین که عاقبتم گوشمال خواهد بود