لغت نامه دهخدا
راه برداشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) آغاز به راهروی کردن. آغاز رفتن کردن. راهی شدن. روانه شدن. برفتن درآمدن. رفتن آغازیدن:
راه برداشت، میدوید چو دود
سهم زد زآن هوای زهرآلود.نظامی.
راه برداشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) آغاز به راهروی کردن. آغاز رفتن کردن. راهی شدن. روانه شدن. برفتن درآمدن. رفتن آغازیدن:
راه برداشت، میدوید چو دود
سهم زد زآن هوای زهرآلود.نظامی.
آغاز به راهروی کردن. آغاز رفتن کردن. راهی شدن. روانه شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۶ استفان دیون، وزیر امور خارجه کانادا اعلام کرد که کانادا در راه برداشتن تحریمها علیه ایران به بمباردیه اجازه خواهد داد به ایران صادرات داشته باشد. در هفتهٔ بعد در ۵ فوریهٔ ۲۰۱۶ کانادا رسماً اعلام کرد تحریمهای خود علیه ایران را لغو کردهاست.