دبل

لغت نامه دهخدا

دبل. [ دُ ب َ ] ( ع اِ )ج ِ دبلة. ( منتهی الارب ). رجوع به دُبلَة شود. || ج ِ دبیل. ( منتهی الارب ). رجوع به دَبیل شود.
دبل. [ دُ ب َ ]( ع ) ج ِ دُبلَة. ( مهذب الاسماء ). رجوع به دبلة شود.
دبل. [ دَ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ دبلة [ دَ / دِ ل َ ]. ( دزی ج 1 ص 424 ). رجوع به دبلة شود.
دبل. [ دُ ] ( ع اِ ) خر خرداندام. ( منتهی الارب ).
دبل. [ دُ ب َ ] ( ع اِ ) سختی. ( منتهی الارب ). || زن فرزندمرده. ( منتهی الارب ).
دبل. [ دِ ] ( ع اِ ) سختی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). دُبَل. ( منتهی الارب ).
- دبل دابل و دبیل. مبالغه است. ( منتهی الارب )؛ یعنی بدبختی بسیار و گران.( ناظم الاطباء ).
|| ( اِمص ) بی فرزندی زن. ( منتهی الارب ).
دبل. [ دَ ] ( ع اِ )طاعون. || حوض. ( منتهی الارب ). || نهر خرد. ( منتهی الارب ). جدول. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). ج، دُبول. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
دبل. [ دَ ] ( ع مص ) گردآوردن چیزی. ( منتهی الارب ). الجمع و الاصلاح. ( تاج المصادر بیهقی ). || پی درپی زدن بر کسی عصا را. ( منتهی الارب ). پیاپی زدن کسی را به عصا. || پیچیدن و بزرگ کردن لقمه برای فروبردن. ( منتهی الارب ). || نیرو دادن زمین را به سرگین و مانند آن. دُبول. ( منتهی الارب ).
دبل. [ دُب ْ ب ُ ] ( اِخ ) نام جائیست در شعرعجاج. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نام جائیست در شعر عجاج

دانشنامه عمومی

دِبِل ( به عربی: دِبِل ) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان می باشد که در استان نبطیه واقع شده است.

جمله سازی با دبل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بخش دبل بزرگسالان مقام اول گنبد گلستان مقام دوم مرکزی و مقام سوم مشهد

💡 در بخش دبل استان مرکزی عنوان نخست و تیم گنبد (گلستان) نایب قهرمان شدند.

💡 در ۲ اکتبر بارسلونا در نیوکمپ اینتر میلان را شکست داد. ابتدا افعی ها با گل مارتینس پیش افتادند، اما دبل سوارز پیروزی ارزشمندی را برای بارسا به ارمغان آورد.

💡 تنوع و تعدد بازی‌های سنتی در مهرستان گسترده‌است برخی از این بازی‌ها عبارتند از نه دارو، سه دارو، تلکی، هفت سنگ، مجول، چوک، تالی، کپک، چم چراگی، دبل و…

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز