خط پیشانی
مترادفها
چین پیشانی
لغت نامه دهخدا
خط پیشانی. [ خ َطْ طِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطوطی که در پیشانی آدمی است. کنایه از سرنوشت و رقم تقدیر می باشد:
سرنوشت خود توان خواند از خط پیشانیش
مد ابرو شاه بیت مطلع انوار کیست.دانش ( از آنندراج ).بندگی را در ره خدمت ز بس شایسته ام
میشود داغ غلامی خط پیشانی مرا.کلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خطوطی که در پیشانی آدمی است کنایه از سرنوشت و رقم تقدیر می باشد.
جمله سازی با خط پیشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه را چشمدرین بزمگشودند چو شمع دید در نقشکف پا خط پیشانی را
💡 بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقم خط پیشانی من گم شده در نقش قدم
💡 تا کجا بوس کف پایت شود ارزانیام همچو موج آواره میگردد خط پیشانیام
💡 نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من گریه شسته است به طفلی خط پیشانی من
💡 چه احتیاج به روی کتاب، علم تو را که خوانده ای تو به اعجاز، خط پیشانی
💡 چون قلم تا کمر هستی ناقص بستم تیغ دایم به سرم از خط پیشانی بود