لغت نامه دهخدا
خط ابرو. [ خ َطْ طِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط دو ابرو بر صورت. || شکلی چون پرانتز و کروشه که در ریاضی مستعمل است.
خط ابرو. [ خ َطْ طِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط دو ابرو بر صورت. || شکلی چون پرانتز و کروشه که در ریاضی مستعمل است.
خط دو ابرو بر صورت یا شکلی چون پرانتز و کروشه که در ریاضی مستعمل است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این دوره مظهر خوبی زیبایی بود، نه بخشندگی و صداقت. زیبایی برای مردان داشتن ریش کوتاه نوکدار بود. زنان صورت خود را با پودر سفید میکردند و گونهها را سرخاب میزدند. زنان همچنین لبها را ماتیک سرخ میزدند، به گونهای که کوچکتر به نظر بیاید و خط ابرو را بالا میبردند.