لغت نامه دهخدا
خرده ها. [ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ ) کُسور. اعداد غیرکامل ( اصطلاح اهل حساب ). ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرده ها. [ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ ) کُسور. اعداد غیرکامل ( اصطلاح اهل حساب ). ( یادداشت بخط مؤلف ).
کسور اعداد غیر کامل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نخواهد شد سپند روی آتشناک او چون شرار این خرده های جان نمی آید به کار
💡 تفاوت نیست پیش بلبلان در خرده های گل به چشم عارفان هر اختری مسعود می باشد
💡 بلبل خمش نمی شود ای غنچه لب بگوی در خرده های گل چه معانی نهاده ای
💡 چون سینه گشاده مستان ساده لوح از خرده های راز نهانیم پاکباز
💡 چو غنچه از لب آن سیمبر سخن می گفت دهان غنچه پر از خرده های زر می کرد
💡 بس خرده های زر چو گلت در دهان کنند چون غنچه واکنی گر ازین پرده ها گره