سینه گشاده

لغت نامه دهخدا

سینه گشاده. [ ن َ / ن ِ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مرادف سینه باز. ( آنندراج ) ( بهارعجم ). رجوع به سینه گشادن شود.

فرهنگ فارسی

مرادف سینه باز

جمله سازی با سینه گشاده

💡 بر سینه گشاده ما دست رد خلق بر روی بحر، پنجه خونین کشیدن است

💡 شاه که در دولتش هر طرفی شاهدی سینه گشاده به ما بهر امان آمدند

💡 سینه گشاده جبرئیل از بر عاشقان گذشت تا شرری به او فتد ز آتش آرزوی تو

💡 سیلاب صاف شد ز هم آغوشی محیط با سینه گشاده کدورت چه می کند

💡 در سینه گشاده من درد و داغ عشق چون نافه در زمین ختن بی نهایت است

💡 از گفتن اسرار دهان را تو ببسته و آن در که نمی‌گویم در سینه گشاده

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز