لغت نامه دهخدا
سینه شکاف. [ ن َ /ن ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) چاک کننده سینه. ( ناظم الاطباء ). که در سینه اثر کند. که سینه را بشکافد:
دل معشوق اگر بیضه پولاد دهد
ناله سینه شکافم جرسی میسازد.صائب ( از آنندراج ).
سینه شکاف. [ ن َ /ن ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) چاک کننده سینه. ( ناظم الاطباء ). که در سینه اثر کند. که سینه را بشکافد:
دل معشوق اگر بیضه پولاد دهد
ناله سینه شکافم جرسی میسازد.صائب ( از آنندراج ).
چاک کننده سینه. که در سینه اثر کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل مرا که گشته ز تیغ فراق سینه شکاف
💡 به سرمه دل شب چشم خویش روشن دار که تیغ سینه شکافی است صبح خندانش
💡 سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی
💡 به دشنه یکی گشته سینه شکاف به خشت آن دگر باز دریده ناف
💡 تیری که زد ز غمزه، لابد به سینه آمد سینه شکاف کردم، پیکان برون نیامد