خام شدن

لغت نامه دهخدا

خام شدن. [ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) اغفال شدن. فریب خوردن. چون: «خام فلانی شدم » و «در این مطلب خام شدم ». مطاوعه خام کردن. || خام شدن معده. وخم گشتن آن. وخامت پیدا کردن آن. وخیم گردیدن آن. || خام شدن کار؛ وخیم شدن آن. رو به وخامت نهادن آن:
در طلبت کار من خام شد از دست هجر
چون سگ پاسوخته دربدرم لاجرم.خاقانی.و گر دیگ معده نجوشد طعام
تن نازنین را شود کار خام.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

اغفال شدن فریب خوردن

جمله سازی با خام شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مغز دین در سر سودای هوس نتوان کرد از پی حرمت کافر نتوان خام شدن

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز