حجله گاه
مترادفها
جای خواب، جای عروسی
لغت نامه دهخدا
حجله گاه. [ح َ / ح ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) حجله خانه:
بحجله گاه زلیخا که بود یوسف زار
ببرقع مه کنعان که هست حسن آباد.قسمیه عرفی شیرازی ( از آنندراج ).یوسف که هست پیرهن عصمتش درست
آنجا که حجله گاه زلیخاست چاه اوست.قسمیه عرفی شیرازی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حجله خانه
جمله سازی با حجله گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرافراز داماد فرخنده شاه کجا می خرامی از این حجله گاه
💡 خواست چون رفتن برون از حجله گاه دامنش بگرفت نالان دخت شاه
💡 ولی ز خانه تو در رفتن و در آمدنم برون نیامدی ای شمع حجله گاه جمال
💡 عروس فکرت ایشان ز فکر شاه و امیر به جلوه آمده در حجله گاه دیوان است
💡 گو بر افروزند بهر حجله گاه بانوانت شمعها از تف آه
💡 نشنید بویی از چمن مدعای خویش خود را به حجله گاه عدم کدخدا گرفت