حبار

لغت نامه دهخدا

حبار. [ ح َب ْ با ] ( ع ص ) سمعانی گوید: هذه النسبة الی بیع الحبر و عمله و هو السواد الذی یکتب به.و فیروزآبادی گوید: حبار بمعنی حبرفروش غلط باشد.
حبار. [ ] ( اِخ ) شهریست [ به ناحیت کرمان ] میان سیرگان و بم. جایی سردسیر و هوای درست و آبادان و با نعمت بسیار و آبهای روان و مردم بسیار. ( حدود العالم ).
حبار. [ ح ِ / ح َ ] ( ع اِ ) نشان. ج، حبارات. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

نشان

جمله سازی با حبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرى ! چنين كسانى كه مفسران قانون الهى هستند و قدرت اجراى حدود الهى را دارند، ولىقانون را درست تبيين و حدود الهى را اجرا نمى كنند، بلكه دست به تحريف و كتمان آن مىزنند، گرفتار كفروظلم و فسق هستند؛ چنان كه درباره كفر آنان مىفرمايد: إ نّا أ نزلنا التورية فيها هدى و نور يحكم بها النّبيّون الذين أ سلمواللذين هادوا و الرّبّانيّون و الا حبار بما استحفظوا من كتاب اللّه و كانوا عليه شهداء فلاتخشوا الناس واخشون و لاتشتروا باياتى ثمناً قليلاًو من لم يحكم بما أنزل اللّه فأ ولئك هم الكافرون (221).

💡 و كـلمـه (تـحـبـرون ) از مـصـدر (حبور) است، و - به طورى كه گفته اند - بهمـعناى سرورى است كه حبار و آثارش در وجهه انسان نمودار باشد و كلمه (حبره ) بهمـعـنـاى زيـنـت و هـيـئت زيـبـا اسـت. و مـعـنـاى جـمـله ايـن اسـت كـه:داخـل بـهـشـت شـويـد شـمـا و هـمـسـران مـؤ مـنـتـان در حـالى كـهخـوشـحـال بـاشيد، آن چنان كه آثار خوش حالى در وجهه شما نمودار باشد. و يا آن چنانكه بهترين قيافه را دارا باشيد.

کوپان یعنی چه؟
کوپان یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز