حانه
لغت نامه دهخدا
حانانة ) حانة. [ ن َ ]( معرب، اِ ) معرب خانه. || دکان می. ( منتهی الارب ). دکان می فروش. ( مهذب الاسماء ). خانه خَمّار.میخانه. ( زمخشری ). دکان خمار و غیر او. میکده. خراب گاه. دکان شراب. ج، حانات. ( زمخشری ) ( منتهی الارب ).
حانة. [ حان ْ ن َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی مؤنث از حنین. || ناقه که از جدایی بچه خود بنالد. || ناقة: ما له حانة و لا آنة؛ او را نه ناقه ونه گوسفند است؛ ای لا ناقة و لا شاة. ( منتهی الارب ).
حانة. [ ن َ ] ( اِخ ) نقطه و محلی است در حدود خابور و نصیبین، که آب هرماس از آن می گذرد. رجوع به نزهةالقلوب ص 226 شود.
فرهنگ فارسی
نقطه و محلی است در حدود خابور و نصیبین که آب هرماس از آن میگذرد
جمله سازی با حانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه حراج اصلی کریستیز در خیابان کینگ در محله سنت جیمز لندن، که از سال ۱۸۲۳ در آنجا مقیم شده، قرار دارد. دومین حانه حراج کریستیز در لندن در کنزینگتون جنوبی واقع شده که در سال ۱۹۷۵ باز شد و در بیشتر مواقع به اداره بازار میانی میپردازد. کریستیز کنزینگتون جنوبی یکی از شلوغترین خانههای حراج جهان است.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، حانه معمولاً به عنوان مکانی توصیف میشود که در آن اهل دل و مستها برای گپ زدن و نوشیدن دور هم جمع میشوند.
💡 آن حانه قدیمی در گوشه بازار، زمانی مرکز تجمع شاعران و نویسندگانی بود که برای تبادل نظر و بحث درباره مسائل ادبی به آنجا میرفتند.
💡 مسافران در طول مسیرهای طولانی و دشوار، همواره به دنبال مکانی امن مانند یک حانه بودند تا بتوانند استراحت کرده و از خستگی راه در بیایند.