حنون. [ ح َ ] ( ع اِ ) باد که از وی آواز آید مانند حنین شتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). باد بانگ کن. ( مهذب الاسماء ). باد سخت آوازکننده. || کمان بانگ آور. ( ناظم الاطباء ). || زن کودک دار که شوهر کند تا زوج بمهمات اولادش قیام نماید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) مهربان. ( اقرب الموارد ).
حنون. [ ح َن ْ نو ] ( ع اِ ) گل حنا یا شکوفه از هر درخت. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
حنون. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حنین.جمادی الاولی و الاخره. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ج ِ حِنین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به حنین شود.
(حَ ) [ ع. ] (ص. ) مهربان، باشفقت.
( صفت ) مهربان با شفقت.
اسم: حنون (دختر) (عربی) (تلفظ: hanun) (فارسی: حََنون) (انگلیسی: hanun)
معنی: صدای باد، مهربان
مهربان، باشفقت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا هذا الکلام فی صورة الاستفهام لکنّه تقریع و توبیخ، و الناس هاهنا اصحاب رسول اللَّه الذین جزعوا من اذی المشرکین، و المعنی احسبوا و ظنّوا ان یهملوا و یقتصر منهم علی ان یقولوا آمنّا، ای صدّقنا بما اخبرتنا و لا یمتحنون بما یظهر حقیقة ایمانهم من انواع الاختبار و الابتلاء، لا یصابون بشدائد الدنیا و اذی المشرکین، و انّما فتنوا لیظهر المخلص من المنافق و الصادق من الکاذب.
💡 محمّد بن عبدالسلام، سحنون بن سعید بن حبیب تنوخی قیروانی مشهور به ابن سحنون در سال ۱۹۸ هجری خورشیدی (۲۰۳ قمری/۸۱۹ میلادی) در قیروان تونس، به دنیا آمد و در سال ۲۴۹ هجری خورشیدی در منطقه ساحل از دنیا رفت.
💡 ابن سحنون در حوزههای اصول دین، فقه، تاریخ، سیره، و آموزش و پرورش کتاب نگاشته است. او در حیطهٔ آموزش و پرورش، کتاب آداب المتعلمین را نوشته است، که نخستین کتاب در این موضوع از مسلمانان میباشد.
💡 حنون را هست در غافل حریفی دست گیرایی که مجنون با کمال ضعف گوش شیر می پیچد
💡 قیروان در زمان ابن سحنون، مرکز دانشهای اسلامی در شمال آفریقا بود و از همان اواسط سدهٔ یکم هجری، مکتبها و دبستانهای کودکان در آنجا پدید آمد. او در چنین جامعهٔ متمدنی بزرگ شد و از دانشمندان مصر و حجاز درس آموخت. وی فقه مالکی را از پدرش آموخت و در فن مناظره نیز پیشرفت کرد.