حائک

لغت نامه دهخدا

حائک. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حوک و حیاکت و حیاک. بافنده. جولاه. جولاهه. جولا. نسّاج. گوفشانه. پای باف. همگر. جشیر. جشیره. بافکار. || نعت فاعلی از حیک و حَیکان. آنکه خرامد. آنکه گرازان رود. آنکه گاه رفتن دوش و تن جنباند. آنکه گاه رفتن دوشها جنباند و زانوها فراخ نهد.

فرهنگ عمید

بافنده، جولاه.

فرهنگ فارسی

بافنده جولاه

جمله سازی با حائک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حایک ( عربی: حايك) حائک یا حَیک، لباس سنتی زنانه است که در منطقه مغرب عربی می پوشند.