جهضم

لغت نامه دهخدا

جهضم. [ ج َ ض َ ] ( ع ص، اِ ) بزرگ سر گردروی. ( مهذب الاسماء ). مرد بزرگ سر گردروی گشاده پهلو و فراخ سینه. || شیر و اسد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با جهضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از ابى جهضم روايت كرده كه گفت:رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را ديدند كه گويا متحير به نظر مى رسيد،پرسيدند چرا چنين متحيرى ؟ فرمود: چرا نباشم ؟ در خواب ديدم كه دشمنم بعد از منسرپرست امتم مى شود، پس آيه (اءفرايت ان متعناهم سنين ثم جاءهم ما كانوا يوعدون مااغنى عنهم ما كانوا يمتعون ) نازل شد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله )خوشحال گرديد.