لغت نامه دهخدا
جلغوزه. [ ج َ زَ / زِ ] ( اِ ) چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند. قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریزاند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند. ( برهان ). چلغوزه.
جلغوزه. [ ج َ زَ / زِ ] ( اِ ) چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند. قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریزاند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند. ( برهان ). چلغوزه.
=چلغوزه
چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریراند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲. جنگلهای میوهٔ جلغوزه و پستهاند که جلغوزه در جنوب افغانستان و پسته ساحات شمال افغانستان را در حدود ۹۰٬۰۰۰ هکتار تخمین شدهاست که ۴۵٬۰۰۰ آن در بادغیس طور طبیعی وجود دارند.
💡 در سال ۱۳۹۸، در مجموع یک هزار و ۶۷۹ تن جلغوزه به ارزش ۱۸ میلیون دلار و در نُه ماه سال ۱۳۹۹ به میزان ۷۵۴ تن جلغوزه به ارزش ۱۰٫۶ میلیون دلار به کشورهای مختلف صادر شدهاست. صادرات جلغوزه افغانستان در ۱۳۹۸ به چین حدود یک هزار و ۶۴۸ تن، به هندوستان ۱۴ تن، به امارات ۱۶ تن و نیز به سایر کشورها، یک تن صادر شدهاست.
💡 در این سال، هشت هزار و ۷۰ هکتار جنگل جلغوزه احیا شده که در آینده پوشش جنگلی در سطح کشور از ۲٫۸ درصد به ۲٫۸۱ درصد افزایش خواهد یافت. در سال ۱۴۰۰ مالی، یک فابریکهٔ معیاری برای پروسس جلغوزه به حمایت مالی بانک انکشاف آسیایی، با سرمایهگذاری دو میلیون دلار ایجاد شدهاست. یک میلیون دلار این سرمایهگذاری را وزارت زراعت برای مالک اصلی به خاطر تشویق سرمایهگذاری در بخش زراعت، کمک میکند.