جای ساختن

لغت نامه دهخدا

جای ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) مهیا ساختن جای را. جای فراهم کردن. تمهید: و او را پسری بود ماچین نام، شایسته، پدر را گفت من خود نیز جای سازم تا زمین بر شما فراخ گردد، پس برفت و بزمین ماچین قرار گرفت و آن حدود آباد کرد. ( مجمل التواریخ والقصص ص 99 ).

فرهنگ فارسی

مهیا ساختن

جمله سازی با جای ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۲ رای‌گیری انجام شد که آیا باید در این مکان و با امکانات شهر مونیخ، استادیوم جدیدی ساخته شود یا نه. حدود دو سوم رای‌دهندگان رای موافق دادند. گزینه دیگری به جای ساختن این استادیوم، بازسازی عظیم استادیوم المپیک مونیخ بود اما معمار آن استادیوم، گوتهر بهنیش، با این موضوع مخالفت کرده بود.

💡 اگر برای خرابی‌ست روی خاک بس است چه جای ساختن قصر و باغ شداد است