جای خواب

لغت نامه دهخدا

جای خواب. [ ی ِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بستر. فراش. رختخواب. جائی که بتوان در آن خفتن:
تهمتن همیدون سرش پر شراب
بیامد گرازان سوی جای خواب.فردوسی.بر آورد یوسف سر از جای خواب
دل و جان وی آرزومند باب.( یوسف و زلیخا ).

فرهنگ فارسی

بستر

دانشنامه عمومی

جای خواب ( انگلیسی: Berth Marks ) یک فیلم کمدی آمریکایی و دومین فیلم ناطق لورل و هاردی است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
• استن لورل
• اولیور هاردی
• پت هارمن
• سمی بروکس
• هری برنارد
• بالدوین کوک
• پولت گادرد
• چارلی هال

جمله سازی با جای خواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهی به خاک خفت، که در عهد کودکی دایم کنار فاطمه اش جای خواب بود

💡 مردی را می‌بیند که طراح داخلی است ولی حاضر است هرکاری در مقابل دریافت جای خواب انجام دهد.

💡 در خواب مشو چه جای خواب است هنوز جانا! می ده که ماهتاب است هنوز

💡 وه که ممکن نیست دیگر چشم را دیدن به خواب کز خیال لب نمک آن مه به جای خواب ریخت

💡 دیگری جز او فدائی وار خود را کی فکند در شب هجرت به جای خواب خیرالمرسلین

💡 به دشت اندرون سبزه و جای خواب هوا پر ز ابر و زمین پر ز آب

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز