بینی دار

لغت نامه دهخدا

بینی دار. ( نف مرکب ) دارای بینی. دارنده بینی. پوزه دار. نوک دار. || چکمه یا کفش نوک دار. ( ناظم الاطباء ). || دماغه دار.

فرهنگ فارسی

دارای بینی٠ دارند. بینی پوزه دار ٠ نوک دار ٠ یا چکمه یا کفش نوک دار ٠

جمله سازی با بینی دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقد هستی محو کن در لااله تا به بینی دار ملک پادشاه

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز