بیزرت

لغت نامه دهخدا

بیزرت. [ زِ ] ( اِخ ) بنزرت. شهری در ساحل شمالی تونس. بندرگاه و پایگاه دریایی آن کنار مدیترانه و کنار دریاچه بنزرت قرار دارد با جمعیت 44681 تن. متوالیاً در تصرف فنیقیها، کارتاژیها، رومیان و دولت بیزانس بود. در 41 هَ. ق. مسلمانان آن را گرفتند سپس بدست اسپانیائیها و بربرها افتاد و در 1881 م. به اشغال فرانسویان درآمد. در 1959 م. دولت تونس کوشید که ترتیبی برای اخراج نیروهای فرانسوی از پایگاه هوایی و دریائی بنزرت بدهد. ( از دائرة المعارف فارسی ).
بیزرة. [ ب َ زَ رَ ] ( ع اِ ) عصای سطبر دلنگ. چماق. بیزارة. ج، بَیازِر. ( یادداشت مؤلف ). عصای ستبر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیزارة شود.
بیزرة. [ ب َ زَ رَ ] ( ع اِ مص ) بازداری. ( از دزی ج 1 ص 135 ).
- اصحاب البیزرة؛ بازداران. ( دزی ج 1 ص 135 ). رجوع به بیزر شود.
- علم البیزرة؛ علمی است که درباره پرندگان گوشتخوار و راه نگاهداری و نیرو و ضعف آنها بر صید و تیمارداری آن گفتگو میکند. ( از کشف الظنون ). دانش بازیاری. ( یادداشت مؤلف ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:بنزرت

جمله سازی با بیزرت

💡 در ۷ ماه مه ۱۹۴۳، لشکر هفتم زرهی بریتانیا، شهر تونس -پایتخت کشور تونس- را محاصره کرد و سپاه دوم ارتش ایالات متحده، شهر بیزرت را که آخرین بندرگاه تحت اشغال محور بود تصرف کرد. شش روز بعد، در ۱۳ ماه مه ۱۹۴۳، نیروهای محور در آفریقای شمالی پس از تحمل ۴۰٬۰۰۰ تلفات- آن هم فقط در تونس - تسلیم شدند؛ ۲۶۷ هزار سرباز آلمانی و ایتالیایی به اسارت درآمدند.

💡 نی بیزرت ایچ حکم باشد نی بی درمت کسی پذیرد

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز