بگمار
مترادفها
بفرست، ارسال کن، گسیل کن
متضادها
فراخواندن، بازگرداندن
لغت نامه دهخدا
بگمار. [ ب ُ ] ( ص ) پیروز و مظفر و غالب. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با بگمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به جان دوستان بگمار در دل گر غمی داری که کس این باده در پیمانه دشمن نمیریزد
💡 عدوی تو، عدوی ایزدست و دشمن دین سپاه ایزد را بر عدوی دین بگمار
💡 ای صلابت راز ره بردار تو دیدهٔ جان یقین بگمار تو
💡 جستن عیت در آیینه بود پی در پی دیده بر آینه بگمار ادب باش ادب
💡 بدو قسط اول سال آن را از میش کشان بستان وجه بکن سعی و محصل بگمار
💡 ای ایزد منان، فرستادگان خود را برای نجات این مردم بیپناه به سوی ما بگمار تا از رنج و سختیهای آنان کاسته شود.
💡 اگر میخواهی حقیقت را برای آنها روشن کنی، بلافاصله بهترین دانشمندان و خبرگان خود را به سوی آن منطقه برای تحقیق بگمار.
💡 ای فرمانده، نیروهای امدادی و متخصص را به سوی مناطق آسیبدیده از زلزله بگمار تا به کمک بازماندگان برسند و اوضاع را مدیریت کنند.