لغت نامه دهخدا
بویان. ( نف ) بوی کننده. ( برهان ) ( آنندراج ). بوی کننده و دارای بوی. ( ناظم الاطباء ):
نور ظلمت ز بویه قدمت
خاک کویت چو عاشقان بویان.انوری.
بویان. ( نف ) بوی کننده. ( برهان ) ( آنندراج ). بوی کننده و دارای بوی. ( ناظم الاطباء ):
نور ظلمت ز بویه قدمت
خاک کویت چو عاشقان بویان.انوری.
= بویا
( صفت ) بوی کننده.
بوی کننده. بوی کننده و دارای بوی.
بویان (سرزمین آلتای). بویان ( به لاتین: Buyan ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در سرزمین آلتای واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بویان نایدنوف (مقدونی: Бојан Најденов؛ زادهٔ ۲۷ اوت ۱۹۹۱) بازیکن فوتبال اهل جمهوری مقدونیه است.
💡 بویان گایتانوف (بلغاری: Боян Гайтанов؛ زادهٔ ۲ دسامبر ۱۹۸۹) بازیکن فوتبال اهل بلغارستان است.
💡 بویان رادف (بلغاری: Боян Радев؛ زادهٔ ۲۵ فوریهٔ ۱۹۴۲) کشتیگیر اهل بلغارستان است.
💡 بویان یورگاچویچ (سیریلیک صربی: Бојан Јоргачевић؛ زادهٔ ۱۲ فوریهٔ ۱۹۸۲) بازیکن فوتبال اهل صربستان بود.
💡 سَمَن بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند
💡 جمال بویان (بنگالی: জামাল ভূইয়া؛ زادهٔ ۱۰ آوریل ۱۹۹۰) بازیکن فوتبال متولد دانمارک اهل بنگلادش است.