بهشتی رخ

لغت نامه دهخدا

بهشتی رخ. [ ب ِهَِ رُ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. بهشتی روی:
بهشتی رخی دوزخش تاخته
ز مالک برضوان گذر یافته.نظامی.

فرهنگ فارسی

خوش صورت. بهشتی روی.

جمله سازی با بهشتی رخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نام نعیم خلد مبر زانک در بهشت نبود ورای وصل بهشتی رخان نعیم

💡 ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقا بشنو این بیت خوش از خسرو جاوید لقا

💡 مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد چنین بهشت خوشی دوزخی چنان دارد

💡 آن بهشتی رخی ای ترک ختائی که کشد هندوی خال تو داغ حبشی غلمان را

💡 دیدند بهشتی رخ و خال تو چو زهاد هندو صفت از شوق بر آتش بنشستند