لغت نامه دهخدا
بهرا. [ ب َ ] ( اِ ) از جهت چیزی. ازبرای چیزی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
حاجت عقل اندر او گشت روا ای عجب
ساخت ز بهرای خویش از دل و طبعش بلب.سنایی.
بهرا. [ ب َ ] ( اِ ) از جهت چیزی. ازبرای چیزی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
حاجت عقل اندر او گشت روا ای عجب
ساخت ز بهرای خویش از دل و طبعش بلب.سنایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استیرلینگ ماس از تیم ونوال، هری شل از تیم بیآرام و ژان بهرا از تیم بیآرام بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 بهرا سیاره (۱۳۲۳، شهرضا - ۲۰ مرداد ۱۳۹۰، شهرضا) شاعر طنزپرداز معاصر ایرانی بود. تخلص وی «پریش» بود.
💡 خوان مانوئل فانخیو از تیم مازراتی، ژان بهرا از تیم مازراتی و کارلوس مندیتگای از تیم مازراتی بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 خوان مانوئل فانخیو از تیم فراری، آلفونسو د پورتاگو از تیم فراری و ژان بهرا از تیم مازراتی بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.
💡 لوییجی موسو از تیم فراری، ژان بهرا از تیم مازراتی و مایک هاثورن از تیم مازراتی بهترتیب مقامهای اول تا سوم مسابقه را کسب کردند.