در متون فارسی کهن، بویژه شاهنامه
در شاهنامه حکیم فردوسی واژه «بربرستان» بهصورت نام یک سرزمین یا قوم غیرایرانی در بخشهایی از روایتها آمده است. در این متون، بربرستان معمولاً محل نبردها و تعاملات بین ایرانیان با پادشاهان یا ملتهای دیگر است، اما بهعنوان یک کشور مستقل و با جایگاه جغرافیایی دقیق مشخص نمیشود.
در منابع ساسانی و پهلوی
در برخی متون تاریخی فارسی دوران ساسانی، واژههای مشابه نظیر «Barbaria» یا «Barbaristan» نیز ذکر شدهاند و معمولاً به منطقهٔ «سرزمین مردم بربر» اشاره دارند، اما تعریف جغرافیایی آنان بسیار مبهم است و در واقع مشخص نیست این نام به کدام منطقه دقیق اطلاق میشده است.
ارتباط با ناحیه تاریخی Barbaria در شمال شرقی آفریقا
در منابع یونانی و رومی باستان، واژه Barbaria (یا به فارسی: بارباریا) برای اشاره به ساحل شمال شرقی آفریقا بهکار رفته است، منطقهای که از جنوب مصر تا سواحل سومالی گسترده بوده و توسط مردم محلی بدون ساختار حکومتی متمرکز توصیف شده است. این واژه از دید یونانیان به معنای سرزمین «بابِر/باربار» بوده که بعدها در زبان عربی به «بلاد الّباربار» یا «سرزمین بربر» هم ترجمه شده است.
شناخت این منطقه در تاریخ افغانستان
در برخی نوشتههای تاریخی یا محلی مرتبط با تاریخ اقوام هزاره و منطقه هزارستان (جنوب افغانستان کنونی) چنین آمده که: نام «بربرستان» در دوران باستان و حدود 300 قبل از میلاد تا 724 میلادی به یک ناحیه جغرافیایی اشاره داشته که احتمالاً شامل دره بامیان و مناطق اطراف آن بوده است. این منابع ادعا میکنند که بربرستان در عصر پیش از اسلام یکی از مسیرهای اصلی کاروانرو بوده و بامیان را به شهری ثروتمند برای تجارت بدل نموده بود. سپس در دورههای بعدی (پس از 724 میلادی)، این ناحیه تحت نامهای دیگری مانند خراسان و بعداً هزارستان شناخته شده است.