بالین گاه

لغت نامه دهخدا

بالینگاه. ( اِ مرکب ) جای نهادن بالین آنجاکه بالین نهند. || خوابگاه. || بستر خواب.

فرهنگ فارسی

جای نهادن بالین

جمله سازی با بالین گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه از گل و ارغوان کند بالین گاه از مه و مشتری‌ کند بستر

💡 چو آن گلهای کم عمر از چمن جست جوان سروی به بالین گاه بنشست