یحیی ابراهیم

لغت نامه دهخدا

یحیی ابراهیم. [ ی َح ْ یا اِ ] ( اِخ ) یا یحیی ابراهیم پاشا، از رجال حکومت مصر بود. به سال 1287 هَ. ق. در بهبشین از دیه های بنی یوسف به دنیا آمد و دانشکده حقوق قاهره را به پایان رسانید و در آنجا به تدریس پرداخت. و به ریاست دیوان استیناف و سپس به وزارت معارف و آنگاه به وزارت دارایی رسید. یحیی حزب اتحاد رابنیان نهاد و به نمایندگی مجلس سنا رسید و به سال 1355 هَ. ق. درگذشت. وی به کارهای ادبی نیز می پرداخت و کتاب «القطع المنتخبة» از تألیفات اوست. ( از اعلام زرکلی ). و رجوع به معجم المطبوعات ج 2 ص 1943 شود.

جمله سازی با یحیی ابراهیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویند که ابراهیم ادهم را رفیقی بود یحیی نام، به هم عبادت کردندی و این رفیق را غرفه‌ای بود که در آنجا نشستی و آنرا نردبان نبود، چون خواستی که طهارت کند به در غرفه آمدی گفتی لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ الّابِاللّهِ و در هوا بپریدی هم چنانک مرغ، تا بر سر آب شدی و چون از وضو فارغ شدی گفتی لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ الّابِاللّهِ و باز غرفه پریدی.

💡 از سازندگان به‌نام این ساز در دوران قاجار و پهلوی می‌توان از یحیی تارساز و عباس و جعفر صنعت و بعد از آن‌ها به رمضانعلی شاهرخ اشاره کرد و در دوره فعلی محمدرضا ایلدار ژاله، ابراهیم قنبری مهر و محمود فرهمند را می‌توان نام برد.

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز