لغت نامه دهخدا
گیوه گشاد. [ گی وَ / وِ گ ُ ] ( ص مرکب ) گشادگیوه. یا گِل گیوه گشاد. تنبل و کاهل. ( یادداشت مؤلف ). و در نزد عوام دشنام مانندی باشد چون پیزی گشاد.
- گیوه گشاد داشتن؛ سخت کاهل و بیکار بودن. ( یادداشت مؤلف ). گِل گیوه گشاد داشتن.
گیوه گشاد. [ گی وَ / وِ گ ُ ] ( ص مرکب ) گشادگیوه. یا گِل گیوه گشاد. تنبل و کاهل. ( یادداشت مؤلف ). و در نزد عوام دشنام مانندی باشد چون پیزی گشاد.
- گیوه گشاد داشتن؛ سخت کاهل و بیکار بودن. ( یادداشت مؤلف ). گِل گیوه گشاد داشتن.
گشاد گیوه ٠ یاگل ٠ گیوه گشاد ٠ تنبل و کاهل ٠ و در نزد عوام دشنام مانند باشد چون پیزی گشاد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین شلوار قشر کم درآمد از جنس کرباس و به رنگ آبی یا مشکی بودهاست که کمر آنها با نخهای پنبهای سفت میشده و بلند و گشاد بودهاند، ولی افراد ثروتمند از شلوارهای دکمهدار استفاده میکردند. پاپوش مردان قزوین گیوههای به نام جوراب و آجیده بودهاست ولی افراد اعیان از گیوههای مرغوب و بهتری به نام ملکی استفاده میکردند.