گیاه فش

لغت نامه دهخدا

گیاه فش. [ ف َ ] ( ص مرکب ) مرکب از: گیاه + فش ( ادات تشبیه ). گیاه وش. مانند گیاه. شبیه به گیاه:
سرو با قامتت گیاه فشی
طشت مه با تو آفتابه کشی.نظامی.

فرهنگ عمید

گیاه مانند، مانند گیاه.

فرهنگ فارسی

مانند گیاه شبیه نبات: سرو با قامتت گیاه فشی طشت مه با تو آفتابه کشی. ( هفت پیکر )

جمله سازی با گیاه فش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به باغ از اثر هوش در سرمستی خرام آب تماشا کند به شاخ گیاه

💡 بخاک شرق کجا خیزد از صدف گوهر بملک غرب چسان بردمد ز خاره گیاه

💡 سرو من می‌چمید و من خود را خاک ره چون گیاه می‌کردم

💡 مرد بیدر سوزنی گفتار مدح تست و بس بی مدیح تو که داند مردم از مردم گیاه

💡 تاامر و خلق جمله شود دوست دست صنع کشته است تخم مهر گیاهی بخاک ما

💡 ابر عفوت مهربان کشتهای جرم باد تا برویاند گیاه مغفرت ز آن سرزمین

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز