لغت نامه دهخدا
گندم رنگ. [ گ َ دُ رَ ] ( ص مرکب ) گندمگون و اسمر. || قهوه ای رنگ. ( ناظم الاطباء ).
گندم رنگ. [ گ َ دُ رَ ] ( ص مرکب ) گندمگون و اسمر. || قهوه ای رنگ. ( ناظم الاطباء ).
۱ - گندم گون اسمر. ۲ - قهوه یی.
گندمگون واسمر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چون خرما و انگور رنگ گرفت و گندم و جو دانه سخت کرد، در ان هیچ تصرف نکند تا بیشتر حرز کند، و بداند که نصیب درویشان چند است، آن گه چون آن مقدار پذیرفت اگر تصرف کند در جمله رواست.
💡 پس ضمن آن كه جذب ديدار عظمت و جلال امام عسكرى عليه السلام گشتم؛ ولى ازشمايل زيبا و رنگ چهره آن حضرت - كه گندم گون و نمكين بود - بسيار در تعجّب وحيرت قرار گرفته بودم؛ و نيز دلم براى حضرت مى سوخت، چون كه پدر از دست دادهو بسيار خسته به نظر مى رسيد!
💡 در ترکیبات رنگی سنتی اغلب از رنگهایی که دارای اهمیت تاریخی هستند کپیبرداری میشوند. رنگهای محافظه کار آبی، بورگاندی، گندمی رنگ و سبز در ته رنگهای خاکستری شده، نمایانگر عمق موضوعات سنتی هستند.
💡 تقریباً تمام پرچمهای سه رنگ افغانستان از سال ۱۹۲۸ تا به حال نشان افغانستان را در مرکز داشتند و تقریباً تمام آنها یک مسجد را نشان میدادند، که برای اولین بار در ۱۹۰۱ ظاهر شد؛ گندم برای اولین بار در ۱۹۲۸ ظاهر شد.
💡 ساقه این گیاه سبز مایل به سفید است، گلهای این گیاه اغلب آبی پر رنگ هستند. بیشتر در مزارع گندم و غلات میروید و به همین علت به گل گندم معروف است.