گلشن اباد

لغت نامه دهخدا

( گلشن آباد ) گلشن آباد. [ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سهندآباد بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع در 29هزارگزی جنوب باختری بستان آباد و 26هزارگزی راه شوسه میانه به بستان آباد.هوای آن سرد و دارای 150 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گلشن آباد. [ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار واقع در 22هزارگزی شمال باختری جغتای و 4هزارگزی شمال راه آهن. هوای آن معتدل و دارای 200 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
گلشن آباد. [ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه ارداک شهرستان مشهد واقع در 66هزارگزی شمال باختری مشهد و 3هزارگزی جنوب راه شوسه مشهد به قوچان. هوای آن معتدل و دارای 41 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( گلشن آباد ) دهی است از دهستان چناران بخش حوم. ارداک شهرستان مشهد

جمله سازی با گلشن اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر تا تخت گه شد گلشن آباد ز ره رفتن نیاسودند چون باد

💡 ازین گلها که بینی گلشن آباد به رنگ و بوی، چون طفلان، مشو شاد

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز