لغت نامه دهخدا
گل پیرا. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ( از: گل + پیرا، پیراینده ) پیرایش دهنده گل. آنکه گل را بپیراید. رجوع به پیراستن شود.
گل پیرا. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ( از: گل + پیرا، پیراینده ) پیرایش دهنده گل. آنکه گل را بپیراید. رجوع به پیراستن شود.
کسی که کارش پیرایش دادن و تربیت کردن گل است، باغبان، گل کار.
باغبان، گلکار، کسی که کارش پیرایش دادن وترتبیت کردن گل است
اسم: گل پیرا (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol pirā) (فارسی: گلپيرا) (انگلیسی: gol pira)
معنی: کسی که کارش پیرایش دادن و تربیت کردن گل است، باغبان، گل کار، گل آرا، پیرایش دهنده ی گل، آن که گل را بپیراید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیخ امید من ز بن برکند آنکه شاخ زمانه پیرای است
💡 از چمن پیرا چه افتاده است ناز گل کشم من که از کنج قفس فیض چمن برداشتم
💡 گفت پیرا گر چه من در محنتم حیرت اندر حیرت اندر حیرتم
💡 پیرا نه سر ز سرکشی نفس فارغیم خصم از شکست ما شده آخر زبون ما
💡 چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را به گلچینان هدر می کرد خون لاله زارش را
💡 در کمین مطلب نایاب دام افکندهایم دم فرو بند ای نفس پیرا که عنقا میپرد