لغت نامه دهخدا
گل قرنفل. [ گ ُ ل ِ ق َ رَ ف ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم فارسی زهره است. ( تحفه حکیم مؤمن ). گلی است از دسته میخک ها از تیره قرنفلیان. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 214 ).
گل قرنفل. [ گ ُ ل ِ ق َ رَ ف ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم فارسی زهره است. ( تحفه حکیم مؤمن ). گلی است از دسته میخک ها از تیره قرنفلیان. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 214 ).
اسم فارسی زهره است. گلی است از دست. میخکها از تیر. قرنفلیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر سربسته والا بگشاید خاتون بوی نسرین و قرنفل برود در اقطار
💡 میخکیان خانوادهای است از گیاهان علفی که در سراسر جهان یافت میشود. از سردهها و گونههای آن میتوان به میخک صدپر، قلیانک (سیلن) و میخک آتشی، قرنفل، جغجغک، صدفیسا و زمینگستر اشاره کرد. بسیاری از گونههای میخکها گلهای تزئینی بهشمار میآیند ولی بسیاری نیز به عنوان علف هرز میرویند.
💡 در اسفهان، مردى سردرد گرفت و بر آن،فلفل و قرنفل ضماد كرد. طبيب، او را گفت: سرى را كه در تنور نهند، چنين كنند.
💡 15 - قرنفل و كندر خوب كوبيده تا نرم شود هر روز قدرى ناشتا بخورد.
💡 تو خموش تا قرنفل بکند حکایت گل بر شاهدان گلشن چو رسید نوبهارم
💡 قرنفل هم ز هند ستانست ور دی که از نام عرب شد شهر گردی