لغت نامه دهخدا
مشهدلو. [ م َ هََ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو ( از ایلات خمسه فارس ) است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
مشهدلو. [ م َ هََ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو ( از ایلات خمسه فارس ) است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
تیره از ایل بهار لو است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن و احسان یکی از دیگری بتوان دید مظهر حسن هم و مشهد احسان همند
💡 میان ولایت، دهستانی از توابع بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 به لوح مشهد پروانه این رقم دیدم که آتشی که مرا سوخت خویش را هم سوخت
💡 پرم زین آشیان گیرد پر جبریل اگر دستم به سوی مشهد مولی ملوک انسی و جانی
💡 البته در منابع دیگری قید شده که نخستين كارخانه برق كشور در سال ۱۳۲۰ قمری در مشهد توسط حاج محمدباقر ميلاني به كار افتاده بود.