لغت نامه دهخدا
بی دل واپسی. [ دِ پ َ ] ( ق مرکب ) ( از: بی + دل + وا+ پس + ی ) بدون نگرانی. بدون تشویش. بدون اضطراب.
بی دل واپسی. [ دِ پ َ ] ( ق مرکب ) ( از: بی + دل + وا+ پس + ی ) بدون نگرانی. بدون تشویش. بدون اضطراب.
بدون نگرانی. بدون تشویش. بدون اضطراب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بلنداقبال بی دل روز وشب بر سر راه طلب بنشسته ایم
💡 طبیب درد من دردمند بی دل را به جز به داروی پیوند تو دوا مکناد
💡 تنگی دلم از دهان تنگ تو برد بی دل زید آنکه دل ز چنگ تو برد
💡 از آن دو عارض دلجوی تو دوصد بی دل بر آن دو گیسوی مفتول تو دوصد مفتون
💡 چو حسن روی تو آوازه در جهان انداخت هوای عشق تو در جان بی دلان انداخت
💡 ندانی تا که بُد این بی دل مست تو گوش که گرفتی زود بردست