لغت نامه دهخدا
خارنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) کسی که عمل خاریدن را انجام می دهد. علتی که موجب خاریدن شود. رجوع به خاریدن شود.
خارنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) کسی که عمل خاریدن را انجام می دهد. علتی که موجب خاریدن شود. رجوع به خاریدن شود.
کسی که عمل خاریدن را انجام می دهد علتی که موجب خاریدن می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فانوسماهی خارنده (نام علمی: Myctophum asperum) نام یک گونه از تیره فانوسماهی است.