جز این

لغت نامه دهخدا

جز این. [ ج ُ ] ( حرف اضافه + ضمیر ) ( از: جز + این ) غیر ازاین. سوای این. به استثنای این. رجوع به جُز شود.

جمله سازی با جز این

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن‌ها همچنین توانستند در یک بازی خشن که تاریخی شد؛ پرسپولیس، قهرمان مسابقات، را در خانه خود شکست دهند. پرسپولیس در این جام تمامی مسابقات خود به جز این بازی را برد. پرسپولیس پس از این باخت در ۴۳ بازی متوالی خود و به مدت ۸۶۵ روز شکست نخورد.

💡 ای ترک بگو چاره ام اندر پی می چیست خواهم که مریض افتم و تدبیر جز این نیست

💡 سرانجام گامهای خرد در قید است، و نهایت سعی عالمیان جز به گمراهی نرسد جز این که قیل و قالی را گر آورده ایم، از کوشش عمر حاصلی دگرمان نیست. ارواحمان در اجسممان محبوس است و حاصل دنیایمان جز آزار و وبالی بیش نیست.

💡 پس چارهٔ ایشان جز این نیست که ایشان را تکلیف به دخول نار کرد زیرا که نار و لانار نزدشان یکی است و ایشان را کتک زد زیرا که اَلَم و لا اَلَم برایشان یکی است.»

💡 من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم بجز این هنر چه باشد که ز خود خبر ندارم

💡 شها تویی‌ که ندانم به دهر مانندت جز این صفت که بگویم به خویش می‌مانی

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز