لغت نامه دهخدا
گل باقلی. [ گ ُ ل ِ ق ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلی است با خالهای سپید و بنفش و درشت که از باقلی حاصل آید و رنگهای مشابه را بدان تشبیه کنند.
گل باقلی. [ گ ُ ل ِ ق ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلی است با خالهای سپید و بنفش و درشت که از باقلی حاصل آید و رنگهای مشابه را بدان تشبیه کنند.
گلی است با خالهای سپید و بنفش و درشت که از باقلی حاصل آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولسوالی سنگتخت و بندر با داشتن کوههای بلند و سربه فلک کشیده، چشمههای جوشان و رودبار جاری زمینهٔ خوبی را برای کشت و زراعت و پرورش حیوانات فراهم میسازند. مهمترین محصولات زراعتی آن سیب،زردآلو، توت، گندم، جو، جواری، باقلی، لوبیا، عدس، کچالو، زردک، شلغم، پیاز و غیره تشکیل میدهند...
💡 پیداوار این ولسوالی بیشتر: شالی، گندم، زیره، جواری، لوبیا، ماش سیاه، ماش سبز، کنجید، باقلی، خربزه، هندوان و انواع سبزیجات میباشد، در ولسوالی کجران از چهار فصل سال در سه فصل آن کشت و زراعت میشود.