لغت نامه دهخدا
گرم داشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) اختلاط چسپان داشتن. ( آنندراج ). || دلجویی کردن. به کسی تسلی دادن:
اول دل من گرم همی داشتی و من
دل بر تو فروبسته بدان شیرین گفتار.فرخی.
گرم داشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) اختلاط چسپان داشتن. ( آنندراج ). || دلجویی کردن. به کسی تسلی دادن:
اول دل من گرم همی داشتی و من
دل بر تو فروبسته بدان شیرین گفتار.فرخی.
( مصدر ) گرم نگاه داشتن چیزی را. ۲ - دلجویی کردن تسلی دادن: اول دل من گرم همی داشتی و من دل برتو فرو بسته بدان شیرین گفتار. ۳ - ( مصدر ) بسیار معاشرت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساموید جزو قدیمیترین سگهایی است که حدوداً ۳٬۰۰۰ سال قدمت دارد. ساموید نام خود را از مردم ساموید که ساکن سیبری بودند گرفتهاست؛ از این سگ برای سورتمه کشی-نگهداری و هدایت گله-نگهبانی و گرم نگه داشتن صاحبانش استفاده شدهاست.